4 out of 5 stars
rating
عزیز و بلابس دو دوست صمیمی هستند که در مردهخانهای روستایی با هم زندگی و کار میکنند. شبی بلابس در خواب تعداد زیادی کفش و صندل زنانه میبیند و به محض بیدار شدن، تعبیرش را در کتاب میخواند که کفش نماد ازدواج کردن است. او از این خواب ناراحت میشود؛ زیرا به گفته بلابس، او نمیتواند ازدواج کند. بلابس ناراحت و غمگین میشود، اما عزیز این را لطف الهی میداند که هر زمان بلابس تصمیم به ازدواج با دختری میگیرد، همان دختر ظرف یک هفته یا بیشتر ازدواج میکند تا دیگر هیچ دختر، پیرزن یا بیوهای در روستا باقی نماند.